تبلیغات
راه روشن - امام صادق و خلفای معاصر آن حضرت
 
راه روشن
السلام علیک یا فاطمة الزهرا ایتهاالصدیقة الشهیده
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم .
الحمدلله رب العالمین . والصلوة والسلام علی رسول رب العالمین و علی آله الطیبین الطاهرین لا سیما علی الموجود الموعود منهم . ولعنة الله علی اعداء الله.
این وبلاگ در راستای روشنگری و طرح مطالب و حقایق و به دور از هرگونه تعصب و بی انصافی به انگیزه دست یابی حق جویان و حقیقت طلبان به واقعیت های ناب ، طراحی و راه اندازی شده است و علاوه بر نوشته های نویسنده وبلاگ سعی بر این است که بهترین مطالب و مقالات را از سایت ها و وبلاگ ها از نویسندگان متعهد و آگاه جمع آوری و با حفظ امانت به خوانندگان ارجمند تقدیم نماید، و از هرگونه نظر و نقادی منصفانه استقبال می نماید. ونقل مطالب از این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : مبارک ربانی Rabbani Oruzgani
مطالب اخیر

برخورد خلفای معاصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ با آن حضرت چگونه بود؟

امام صادق ـ علیه السّلام ـ از بدو تولد تا شهادت با ده تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی معاصر بود كه خلفای معاصر اموی عبارتند از:

 1ـ عبد الملك بن مروان. 2ـ ولید بن عبد الملك. 3ـ سلیمان بن عبد الملك. 4ـ عمر بن عبد العزیز. 5ـ یزید بن عبد الملك. 6ـ هشام بن عبد الملك. 7ـ ولید بن یزید بن عبد الملك. 8ـ یزید بن ولید بن عبد الملك. 9ـ ابراهیم بن ولید بن عبد الملك. 10ـ مروان بن محمد مشهور به مروان حمار.

 و از میان خلفای عباسی نیز معاصر بود با:

 1ـ عبد الله بن محمّد مشهور به سفاح. 2ـ ابو جعفر مشهور به منصور دوانیقی.(1)

 با توجه به اینكه دوره امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، دوره ضعف و تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود و این دو گروه مدتی در حال مبارزه با یكدیگر بودند، از زمان هشام بن عبد الملك تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و سرانجام در سال 132 هجری به پیروزی رسید و از آنجا كه بنی امیه در این مدت گرفتار مشكلات سیاسی فراوان بودند، فرصت تعرض و برخورد با امام صادق ـ علیه السّلام ـ را نداشتند،(2) در زمان خلافت خلفای بنی عباس، خلیفة اول، ابو العباس سفاح آن حضرت را از مدینه به عراق طلبید و بعد از مشاهدة معجزات بسیار و علوم بی شمار و مكارم اخلاق آن امام عزیز نتوانست اذیتی به آن جناب رساند و حضرت را مرخص ساخت و به مدینه مراجعه نمود.(3) بیشترین برخورد حضرت با خلیفة دوم عباسی، منصور دوانیقی بوده است كه به آنها اشاره می‌شود:

 روزی ابو جعفر دوانیقی امام صادق ـ علیه السّلام ـ را طلبید كه آن حضرت را به قتل رساند و گفت كه شمشیری حاضر كردند و به ربیع، ملازم خود گفت: چون او حاضر شود و مشغول سخن شوم و دست بر هم زنم، او را به قتل رسان، ربیع گفت: چون حضرت را آوردم و نگاه منصور بر او افتاد گفت: مرحبا، خوش آمدی ای ابو عبد الله، ما شما را برای آن طلبیدیم كه قرض شما را اداء كنیم و حوائج شما را برآوریم و عذرخواهی بسیار كرد و آن حضرت را روانه كرد و مرا طلبید و گفت: باید كه بعد از سه روز آن حضرت را روانه مدینه كنی.(4)
روایت كرده‌اند كه منصور به ربیع حاجب دستور داد كه آن حضرت را حاضر كند و او طبق دستور، امام را حاضر كرد، همین كه منصور آن حضرت را دید به او گفت: خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم! آیا تو دربارة سلطنت من به جدال پرداخته و مردم را باز می‌گردانی و نقشه برای من می‌كشی؟ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: به خدا من چنین نكرده و چنین قصدی نداشته‌ام! و اگر سخنی در این‌باره به تو رسیده از دروغگویی بوده است و اگر آنچه گفتی من ‌گفته باشم پس همانا به یوسف ستم شد و او بخشید ، ایوب به بلا دچار شد و صبر كرد ، به سلیمان نعمت داده شد و او شكر كرد، و اینان پیامبران خدا هستند و نژاد تو نیز به آنان می‌رسد؟ منصور گفت: آری، به اینجا بالا بیا، حضرت بالا رفت: منصور گفت: فلان كس این سخن را دربارة تو گفت؟ امام فرمود: او را حاضر كن تا صدق گفتار من روشن شود، او را حاضر كردند، منصور به آن شخص گفت: آنچه از جعفر بن محمد گفتی تو خود شنیدی؟ گفت: آری، حضرت صادق به منصور گفت: او را سوگند بده كه آن را از من شنیده است! امام خود آن مرد را سوگند داد، آن مرد از جا برنخاسته بود كه پا به زمین زده و مرد، منصور گفت: بیرونش اندازید خدایش لعنت كند.
(5) ربیع حاجب گوید: من امام را هنگام داخل شدن بر منصور دیدم كه لبانش می‌جنبید و هر اندازه كه لبانش را می‌جنبانید خشم منصور فرو می‌نشست تا اینكه منصور آن حضرت را نزدیك خود نشانید و از او خشنود گشت.(6)

 منصور در سالی به حج آمد و به ربذه رسید و بر حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ در خشم شد و ابراهیم بن جبله را گفت كه: برو جعفر بن محمد را نزد من بیاور، ابراهیم گفت رفتم و حضرت را در مسجد ابوذر یافتم به آستین حضرت چسبیدم و گفتم بیا كه خلیفه تو را می‌طلبد، حضرت فرمود كه: انا لله و انا الیه راجعون، حضرت را به نزد منصور بردم در حالی كه جزم داشتم كه حكم به قتل او خواهد كرد، چون نزدیك‌ منصور رسیدیم امام دعائی خواند و چون نگاه منصور به امام افتاد گفت: به خدا سوگند كه تو را به قتل می‌رسانم. حضرت فرمود: دست از من بردار كه از زمان مصاحبت من با تو چندانی نمانده است و روز مفارقت واقع خواهد شد، منصور چون این سخن را شنید حضرت را مرخص كرد و عیسی بن علی را از عقب آن حضرت فرستاد و گفت: برو از آن حضرت بپرس كه مفارقت من از او به فوت من خواهد بود یا به فوت او؟ چون از حضرت پرسید، فرمود كه: به موت من. عیسی برگشت و به منصور نقل كرد و آن ملعون از این خبر شاد شد.(7)

 نیز روایت كرده‌اند كه منصور، ربیع حاجب را طلبید و گفت: می‌خواهم جعفر بن محمد را در هر حالتی كه بیابی بیاوری. ربیع نیز پسرش، محمد را فرستاد تا امام را بیاورد، وقتی كه امام صادق ـ علیه السّلام ـ را به اندرون قصر بردند و نگاه منصور به آن حضرت افتاد از روی خشم گفت: ای جعفر تو ترك نمی‌كنی حسد خود را بر فرزندان عباس و هر چند سعی می‌كنی در خرابی ملك ایشان، فایده نمی‌بخشد. حضرت فرمود: به خدا سوگند كه اینها را كه می‌گوئی هیچ یك را نكرده‌ام، منصور ساعتی سر در زیر افكند و در آن وقت بر بالشی تكیه داده بود، پس گفت: دروغ می‌گوئی، دست زیر بالش كرد و نامه‌های بسیاری بیرون آورد و به نزدیك آن حضرت انداخت و گفت: این نامه‌های تو است كه به اهل خراسان نوشته‌ای كه بیعت مرا بشكنند و با تو بیعت كنند. حضرت فرمود: اینها افترا است و من اینها را ننوشته‌ام و چنین اراده‌ای نكرده‌ام و من در جوانی قصد این كار را نداشتم ، اكنون كه ضعف پیری بر من مستولی شده، چگونه چنین اراده كنم. در این هنگام منصور شمشیرش را كمی از غلاف بیرون كشید، پس شمشیر را غلاف كرد و گفت: شرم نداری كه در این سن می‌خواهی فتنه برپا كنی؟ امام فرمود: به خدا سوگند كه این نامه‌ها را ننوشته‌ام، و خط و مهر من اینها نیست، دوباره منصور شمشیر را از غلاف كشید و امام عذر می‌آورد و او قبول نمی‌كرد، پس ساعتی سر به زیر افكند و بعد گفت: راست می‌گوئی ...سپس به ربیع گفت: بهترین اسبان مرا حاضر كن و جعفر ـ علیه السّلام ـ را بر آن سوار كن و او را تا منزلش همراهی كن و مخیر كن حضرت را اینكه با ما باشد یا به مدینه برگردد.(8)

 نیز نقل شده است كه مردی از اهل مدینه نزد منصور دوانیقی رفت و گفت: جعفر بن محمد ـ علیه السّلام ـ ، مولای خود معلّی بن خنیس را فرستاده است كه از شیعیان اموال و اسلحه بگیرد و اراده خروج دارد، منصور نیز حضرت را احضار كرد، وقتی كه حضرت به نزد او رفت منصور حضرت را اكرام نمود و بعد از آن شروع به عتاب نمود و گفت: شنیده‌ام كه معلّی برای تو اسلحه جمع می‌كند، امام فرمود: این بر من افترا است، منصور حضرت را سوگند داد، منصور دستور داد آن كسی را كه به امام افترا بسته بود حاضر كردند، و منصور از او پرسید، او گفت: بلی و آنچه در حق او گفته‌ام صحیح است، حضرت آن مرد را سوگند داد و بلافاصله بعد از سوگند خوردن مرد، منصور از مشاهده این حال بر خود لرزید و خایف گردید و گفت: دیگر سخن كسی را در حق تو قبول نخواهم كرد.(9)

 از محمد بن عبد الله اسكندری نقل كرده‌اند كه گفت: من از جمله ندیمان منصور دوانیقی بودم، روزی به نزد او رفتم، او را بسیار غمگین یافتم، علت را پرسیدم، گفتم: صد نفر از اولاد فاطمه را هلاك كردم و بزرگ ایشان جعفر بن محمد مانده است امروز نیز او را خواهم كشت، پس جلّادی را طلبید و گفت: چون امام صادق ـ علیه السّلام ـ را طلب نمایم و مشغول سخن گردانم و كلاه خود را از سرم بردارم او را گردن بزن، در همان ساعت حضرت را طلبید، چون حضرت داخل قصر منصور شد، دیدم كه قصر به حركت درآمد مانند كشتی كه در میان دریا مضطرب باشد، منصور با سر و پای برهنه به استقبال امام دوید و بندهای بدنش می‌لرزید و ساعتی سرخ و ساعتی زرد می‌شد و آن حضرت را اكرام بسیار ‌كرد و روی تخت خود نشانید و گفت: یابن رسول الله به چه سبب در این وقت تشریف آوردی؟ حضرت فرمود كه: برای اطاعت خدا و رسول و فرمانبرداری تو آمده‌ام، گفت: شما را من نطلبیدم، حتماً اشتباهی شده است، حال هر حاجت كه داری بخواه، حضرت فرمود: حاجت من آن است كه مرا بی ضرورت طلب ننمائی، گفت: چنین باشد.(10)

 نتیجه اینكه. در دوران خلافت بنی امیه چون حكومت‌ها در این مدت گرفتار مشكلات سیاسی فراوان بودند لذا فرصت برخورد با امام صادق ـ علیه السّلام ـ را نداشتند، در دوران حكومت بنی عباس بیشترین برخورد حضرت با منصور دوانیقی بود كه خیلی اهتمام می‌كرد امام را بكشد هر موقع كه به دنبال امام می‌فرستاد تا حضرت را به شهادت برساند وقتی نگاهش به امام می‌افتاد از كشتنش منصرف می‌شد و حضرت را مورد لطف و تكریم قرار می‌داد.

                                     منبع: مرکز مطالعات حوزه علمیه قم.


پاورقی:

1. علامه اسد حیدر، امام صادق و مذاهب اربعه، طبعة الثانیه، دار الكتاب الاسلامی، 1425 هـ، ج 1، ص 114.
2. پیشوایی، مهدی، سیرة پیشوایان، چاپ چهارم، قم، مؤسسة تحقیقاتی امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، 1375 ش، ص 353.
3. مجلسی، علامه محمد باقر، جلاء العیون، چاپ دهم، قم، انتشارات سرور، تحقیق: علی امامیان، 1383، ص 872.
4. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، چاپ اول، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج 1، ص 273. و ابن شهر آشوب، مناقب، تحقیق: یوسف بقاعی، طبعة الثانیه، بیروت، دار الاضواء، 1991 ق، ج 4، ص 252.
5. شیخ مفید، الارشاد، ترجمة: رسولی محلاتی، چاپ ششم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383، ج 2، ص 258. و ابن شهر آشوب، همان، ج 4، ص 253.
6. شیخ مفید، پیشین، ج 2، ص 259.
7. سید بن طاووس، مهج الدعوات، چاپ دوم، منشورات دار الذخائر، 1411 هـ، ص 186. و علامه محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، الطبعة الثالثه، بیروت، لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1403 هـ، ج 47، ص 192، و علامه اربلی، كشف الغمه، دار الاضواء، بیروت، لبنان، ج 2، ص 421، با اندكی اختلاف.
8. سید بن طاووس، پیشین، ص 192، و علامه محمد باقر مجلسی، جلاء العیون، پیشین، ص 874.
9. سید بن طاووس، پیشین، ص 198، و علامه محمد باقر مجلسی، جلاء العیون، پیشین، ص 879.
10. سید بن طاووس، پیشین، ص 201، و علامه محمد باقر مجلسی، جلاء العیون، پیشین، ص 880.





نوع مطلب : امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها : خلفای معاصر امام صادق، خلفای عباسی، بنی عباس، خلفای اموی، منصور دوانیقی، امام صادق، بنی امیه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 11:28 ب.ظ
Excellent way of explaining, and pleasant article to obtain information regarding my presentation subject matter, which i
am going to deliver in school.
سه شنبه 6 تیر 1396 11:29 ق.ظ
Thanks for finally talking about >راه روشن - امام صادق و خلفای معاصر آن حضرت <Loved it!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 06:48 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts on امام. Regards
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 07:39 ق.ظ
Glad to be one of the visitants on this awe inspiring site :D.
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:33 ب.ظ
It's difficult to find knowledgeable people on this topic, however, you seem like you know what you're talking about!
Thanks
جمعه 25 فروردین 1396 11:40 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find
this topic to be actually something which I think I would never
understand. It seems too complicated and very broad for me.
I'm looking forward for your next post, I'll try
to get the hang of it!
جمعه 11 فروردین 1396 10:42 ق.ظ
Thank you for another informative website. Where else may I am
getting that kind of information written in such
an ideal manner? I've a mission that I am simply now running
on, and I have been on the glance out for such info.
شنبه 9 مرداد 1395 09:30 ب.ظ
سلام علیکم:
شهادت امام جعفر صادق علیهم السلام تسلیت باد
پاینده و پیروز باشید.
التماس دعا
یاحق
مبارک ربانی Rabbani Oruzganiعلیکم السلام و رحمت الله.
خدای متعال همه ما را در زمره شیعیان و رهروان راستین آن بزرگوار قرار دهد.
ممنون از لطف شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت
چاپ این صفحه